خطر تمساح در اقامتگاه جنگلی!، “شبه جزیره طلایی” قسمت۱۹

یه سری چیزا هست که به خاطر شرایط جغرافیایی محل زندگی، تو ذهن آدم نیست معمولا. یکیش همین احتمال وجود تمساح تو رودخونه های مالزی هست. ما ایرانی ها (بجز اونایی که اطراف رودخونه سرباز زندگی میکنن) معمولا خطر تمساح تو ذهنمون نیست و احتیاط های لازم رو نمیکنیم چون هیچوقت تو زاینده رود تمساح ندیدیم ولی برعکسش مثلا یزدی ها خیلی در مورد مار و عقرب دقت دارن.
خلاصه این که لازمه فبل از سفر به یه منطقه اول در مورد خطرات، خاطرات، عجاین، فرهنگ، آداب و رسوم و خیلی چیزای دیگه تحقیق کنیم تا وقتی یه چیزی مثل تمساح میبینیم شکه نشیم.

مطرح سوق، بازار سنتی عمان. سریال “عود و خنجر” قسمت۱

هیچ کجا به اندازه یه بازار سنتی داستان و ماجرا نداره برای تعریف کردن، مخصوصا بازار های بندری و چند ملیتی. بازار سنتی مطرح سوق یا همون بازار سنتی شهر مسقط، یکی از همین بازار های چند ملیتی هست که به واسطه بندر بودن پره از ایرانی ها هندی ها و صد البته عمانی ها، که هرکدوم محصولات سنتی خودشون رو میفروشن. برای همینه که تو این بازار از پارچه ابریشم کشمیر گرفته تا زعفران ایران به وفور دیده میشه.
دیگه بیشتر از توضیح نمیدم در مورد این چشن بی پایان رایحه ها و رنگ ها، و دعوتتون میکنم خودتون تماشا کنید.

ماجرا های بین راهی!، “شبه جزیره طلایی” قسمت۱۸

جاده همه جا جادست و داستان های خودش رو داره. رستوران بین راهی، تصادف، ماشین سنگین، خرابی، و از همه اینا مهم تر، یه دنیا خاطره شیرین که هیچ جا بجز تو جاده گیر نمیاد.
تمام این خاطرات که میبینید و میخندید تو سفر جاده ای ما از کوالالامپور مالزی به جنگل های تامان نگارا پیش اومد و ماندگار شد. سفر شش نفره با یه ماشین کوچولو از وسط درخت های نارگیل.
دیگه بیشتر از این چیزی نمیگم تا لذت تماشای تراول شو رو ازتون نگیرم. ببینید و حال کنید و دوستان رو هم خبر کنید.