بازی بابا در نقش ژان ژاک روسو به سفارش فرانسه!

من که از روز اول تهیه کننده نبودم. اول نویسنده بودم، بعد عکاس بودم، بعد فیامبردار شدم، بعدشم کم کم پر رو شدم و کارگردان و تهیه کننده شدم!

اون روزا یه دوست کارگردان داشتم که سفارش ساخت فیلم داشت برای بزرگداشت ژان ژاک روسو به سفارش رادیو فرانسه تا تو مرکز فرهنگی فرانسه تو استانبول پخش بشه و دوستم، شورا وحدتی، من رو به عنوان فیلمبردار استخدامم کرد. وسط کار بودیم که دوستم بابام رو دید و شوخی شوخی بابام هم شد بازیگر!

برخورد درست با حیوانات! (تفکرگاه بر وزن تفرجگاه، قسمت۳)

بعد از سالها همت کردم و دو تا اعتراف تلخ کردم در مورد این ویدیو که تو اینستاگرام نوشتم و برام دردناکه که بخوام دوباره اینجا بنویسم، برای همین اینک میدم که اگه دوست داشتید تو همون اینستاگرام بخونید.
خوشحال میشم نظر شما رو هم در مورد این مشکل بدونم.
مرسی.



شروع از تو توالت! (تفکرگاه بر وزن تفرجگاه، قسمت۲)

دیگه دست کم روزی سه بار رو میریم توالت، نمیریم؟ واقعا چکار باید بکنم؟ آیا این دو نمونه موفق که من گفتم، و چندید نمونه موفق دیگه که تو اینستاگرام زیر این ویدیو کامنت کردن دوستان، کار درستی انجام دادن یا اشتباه؟
نظر شما چیه؟